Friday, August 29, 2008

کنسرت معین





Top 10

USA Weekend's Annual Travel Report: The 10 Most Beautiful Places in America

1. Red Rock Country (Sedona, Ariz.)
2. Nighttime view from Mount Washington in Pittsburgh
3. The upper Mississippi River
4. Hawaii's Na Pali Coast
5. Golden Gate Bridge in San Francisco
6. Grafton, Vt.
7. Jenny Lake in Grand Teton National Park, Wyoming
8. From Key Largo to Key West in Florida
9. Clingmans Dome along the Appalachian Trail in Great Smoky Mountains National Park
10. The squares of Savannah, Ga.

Thursday, August 28, 2008

موسیقی

علیرضا افتخاری: عاشق شدن از آلبوم نوای اساتید ♪♫

mp3 128:
http://drop.io/ihpot1r
mp3 24:
http://drop.io/sndammj

Password: eftekhari

Earth Shots

A photo website:
http://www.earthshots.org/archive/

Africa



























http://www.linkinn.com/

Top 10

Ten Places to See Before You Die

Petra, Jordan
The jewel in Jordan's crown, an ancient city carved out of chasm rock that swirls with blues and reds. A living myth.
Taj Mahal, Agra (India)
The guide is right: this is one site that surpasses any hype. An elegant, beautiful monument to love that also betrays the megalomania of its owner; a perfect statement of humanity.
Lhasa, Tibet
Once the heart of Buddhist theocratic power in Tibet, now partly consumed by modern China. An uneasy mix of monastic chanting, burnt pine offerings, devout pilgrims, open air yak butcheries... and flashing electronic megastores.
Haghia Sofia, Istanbul (Turkey)
The finest creation of Byzantium, honored and cooped by Islam, and finally a museum to a fifteen-hundred year history. The Spirit of Wisdom still demands the awe that it must have inspired when first conceived... Anyway, Tok Kapi Palace, the Blue Mosque and Istanbul's Grand Bazaar are all just around the corner, so you'll get four for one!
Colosseum, Rome (Italy)
Few monuments still capture so completely the majesty, power, skill and brutality of the Roman Empire. Built from the spoils of Rome's 71CE sacking of Jerusalem.
Sun Boat, Giza, Cairo (Egypt)
The pyramids are impressive but... they look like the giant mounds of rock that they are. For the most direct connection one can muster with people of 4,500 years ago, it is hard to go past the Sun Boat displayed at the foot of Cheops' pyramid.
Isfahan, Iran
The mosques, palaces and cafes of the city square are the quintessential expression of Persian mystique and oriental culture. Isfahan may be the most beautiful city in the world.
Acropolis, Athens (Greek)
But to see it all, you'll also have to travel to the British and Berlin Museums!
Angkor Wat, Cambodia
A medieval masterpiece partly consumed by the jungles of Cambodia. The grim myths depicted in bass relief on the Wat walls are premonitions of the Khmer Rouge hell of the 1970s. The Rouge are history, the land mines are being cleared, and the Cambodian people are some of the most lovely and stoic in the world... a perfect cure for travel cynicism.
London, England
What other city has it all... good beer, great theatre, treasures thieved from around the world, magnificent art, and easy transport. It is impossible to be bored!

Wednesday, August 27, 2008

Orla

الان اورلا رو ملاقات کردم، یه دانشجوی ایرلندی که نیمه فلجه ولی از اکثر آدمهایی که تو زندگیم دیدم سرزنده تر و شادابتره. داشت راجع به برنامه های آینده اش و کار و غیره می گفت. ته دلم به حالش غبطه خوردم که اینقدر روحیه اش بالاست، و خدا رو شکر کردم که هیچ بنده ای رو تنها رها نمی کنه

India










http://www.linkinn.com/

Top 10


Tuesday, August 26, 2008

رامین سهراب

اگه باور نمی کنید که بشه در واقعیت ماتریکس بود یا سخت ترین صحنه های فیلم های رزمی رو بازی کرد به ویدیوهای رامین سهراب، جوان ایرانی ساکن فنلاند نگاه کنید-اعجاب انگیز
http://www.raminsohrab.com/index.php?page=videos

Must Seen (M)

Mission in Marbella (comedy/2001)

China








http://www.linkinn.com/

نوروز

نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی به عنوان یک روز جهانی
35076 امضا شده بوسیله

Monday, August 25, 2008

بدون شرح

:روزهای دوره دیدن در آمریکا یک بار بولتن هفتگی پایگاه "ریتس" مطلبی نوشت به این مضمون
".دانشجو بابایی ساعت ۲ بعد از نیمه شب می دود تا شیطان را از خود دور کند"
رفتم سراغش و گفتم: عباس قضیه چیه؟
گفت: چند شب پیش بد خواب شدم رفتم میدون چمن تا کمی بدوم. کلنل باکستر و زنش منو دیدن، از شب نشینی بر می گشتن
کلنل پرسید: این وقت شب برای چی میدوی؟
گفتم: دارم ورزش می کنم
گفت: راستش را نمیگی؟
گفتم: محیط این جا برای من وسوسه انگیزه، شیطون بدجوری اذیتم می کنه تا به گناه بیفتم. دین ما توصیه کرده که این جور موقع یا دوش آب سرد بگیرید یا بدوید. کل قضیه همین بود
اوخلبان شدن خود را از عنايات خداوندي دانسته و در خصوص نحوة پايان دوره خلباني وقبولي در اين دوره مي‌گويد
دوره خلباني ما در آمريكا تمام شده بود ولي به خاطرگزارش‌هايي كه در پرونده خدمتي‌ام درج شده بود تكليفم روشن نبود و به من گواهينامه نمي‌دادند؛ تا سرانجام روزي به دفتر رييس دانشكده كه يك ژنرال آمريكايي بود احضارشدم. به اتاقش رفتم و احترام گذاشتم. او از من خواست كه بنشينم. پرونده من در جلو او روي ميز بود. ژنرال آخرين فردي بود كه مي‌بايستي نسبت به قبول و يا رد شدنم درامر خلباني اظهار نظر مي‌كرد. او پرسشهايي كرد كه من پاسخش را دادم. از سؤالهاي ژنرال بر مي‌آمد كه نظر خوشي نسبت به من ندارد. اين ملاقات ارتباط مستقيمي با آبرو و حيثيت من داشت؛ زيرا احساس مي‌كردم كه رنج دو سال دوري از خانواده و شوق برنامه‌هايي كه براي آينده‌ام در دل داشتم، همه در يك لحظه در حال محو و نابودي است و بايد دست خالي و بدون دريافت گواهينامه خلباني به ايران باز گردم. در همين فكربودم كه در اتاق به صدا در آمد و شخصي اجازه خواست تا داخل شود. او ضمن احترام، ازژنرال خواست تا براي كار مهمي به خارج از اتاق برود. با رفتن ژنرال، من لحظاتي رادر اتاق تنها ماندم. به ساعتم نگاه كردم؛ وقت نماز ظهر بود. با خود گفتم كاش دراينجا نبودم و مي‌توانستم نماز را اول ‌وقت بخوانم. انتظارم براي آمدن ژنرال طولاني شد. گفتم كه هيچ كار مهمي بالاتر از نماز نيست، همين جا نماز را مي‌خوانم. انشاءالله تا نمازم تمام شود او نخواهد آمد. به گوشه اي از اتاق رفتم و روزنامه هایي را كه در آنجا بود به زمين انداختم و مشغول خواندن نماز شدم. در حال خواندن نمازبودم كه متوجه شدم ژنرال وارد اتاق شده است. با خود گفتم چه كنم؟ نماز را ادامه بدهم و يا بشكنم؟ بالاخره گفتم نماز را ادامه مي‌دهم و هر چه خدا بخواهد همان خواهد شد. سرانجام نماز را تمام كردم و در حالي كه برروي صندلي مي‌نشستم از ژنرال عذرخواهي كردم. ژنرال پس از چند لحظه سكوت، نگاه معناداري به من كرد و گفت: چه مي‌كردي؟ گفتم: عبادت مي‌كردم. گفت: بيشتر توضيح بده. گفتم: در دين ما دستور بر اين است كه در ساعت هايي معين از شبانه روز بايد با خداوند به نيايش بپردازيم و در اين ساعت زمان آن فرا رسيده بود؛ من هم از نبودن شما در اتاق استفاده كردم و اين واجب ديني را انجام دادم. ژنرال با توضيحات من در اتاق سري تكان داد و گفت: همه اين مطالبي كه در پرونده تو آمده مثل اينكه راجع به همين كارهاست. اينطور نيست؟ پاسخ دادم: آري همين طور است. او لبخندي زد. از نوع نگاهش پيدا بود كه از صداقت من خوشش آمده است. با چهره‌اي بشاش خودنويس را از جيبش بيرون آورد و پرونده‌ام را امضا كرد. سپس با حالتي احترام‌آميز از جا برخاست و دستش را به سوي من دراز كرد و گفت: به شما تبريك مي‌گويم، شما قبول شديد. من براي شما آرزوي موفقيت دارم. من هم متقابلاً از او تشكر كردم. احترام گذاشتم و از اتاق خارج شدم. آنروز به اولين محل خلوتي كه رسيدم به پاس اين نعمت بزرگي كه خداوند به من اعطا كرده بود دو ركعت نماز شكر خواندم

ارزون

!میشه شمارشو بگی، می خوام قیمت بگیرم
!هنوز تو کف خودپرداز بانکشم

مهاجرت به استرالیا

یه منبع خوب اطلاعاتی واسه متقاضیان مهاجرت به استرالیا-کامل
http://www.migranthelp.com/phpbbfa/index.php